ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
124
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) گويد يزيد بن هارون ، از گفتهء هشام بن حسان ، از محمد پسر سيرين ما را خبر داد كه مىگفته است كنيه پدرش ابو عمره بوده است . گويد يزيد بن هارون از سعيد بن ابى عروبه از قتاده ، از انس بن مالك ما را خبر داده كه مىگفته است * سيرين از من تقاضاى نوشتن پيمان آزادى كرد . نپذيرفتم ، پيش عمر بن خطاب آمد و موضوع را گفت . من به عمر رو كردم ، عمر گفت كه با او پيمان بنويس و چنان كردم . گويد محمد بن حميد عبدى ، از معمر از قتاده ما را خبر داد كه مىگفته است * سيرين پدر محمد بن سيرين از انس بن مالك تقاضاى نوشتن پيمان آزادى كرد . انس نپذيرفت . عمر بن خطاب تازيانه بر انس كشيد و گفت بايد با آنان پيمان بنويسيد . و انس پيمان نوشت . گويد معن بن عيسى ، از محمد بن عمرو ما را خبر داد كه مىگفت ، از محمد بن سيرين شنيدم مىگفت * انس بن مالك با پدرم پيمان آزادى در قبال پرداخت چهل هزار درم نوشت و پدرم آن را پرداخت . گويد عارم بن فضل و عفان بن مسلم هر دو ، از حماد بن زيد ، از عبيد الله بن ابى بكر بن انس ما را خبر دادند كه مىگفته است * پيمان نامهء آزادى سيرين كه بردهء زر خريد بود هنوز پيش ما موجود است و متن آن چنين است « اين پيمانى است كه انس بن مالك با بردهء خويش سيرين نوشته است كه در قبال پرداخت چند هزار درم و دو خدمتگزار كه كارهاى او را عهده دار شوند آزاد شود » . بكّار بن محمد ما را خبر داد و گفت * سند آزادى انس بن مالك كه بر صفحهاى سرخ نوشته شده است پيش ماست و متن آن چنين است « اين پيمانى است كه انس بن مالك براى آزادى بردهء خود سيرين نوشته است ، با او پيمان بسته به پرداخت ده هزار درم و ده خدمتكار كه در هر سال هزار درم و خدمتكارى بياورد » بكّار مىگفت : مهر پيمان نامه كه به روى گل مهر كردهاند وسط صفحه است و مطالب پيمان نامه بر گرد آن نوشته شده است . گويد معاذ بن معاذ عنبرى ، از گفته على بن سويد بن منجوف ما را خبر داد كه مىگفته است انس پسر سيرين از گفته پدرش براى ما نقل كرد كه مىگفته است * انس بن مالك با من پيمان نامه نوشت كه بيست هزار درم بپردازم . من در فتح شهر شوشتر شركت داشتم . كالاهايى خريدم كه در آن سود بردم و تمام تعهد خود را براى انس بردم ، از پذيرش آن خوددارى كرد و گفت فقط به صورت اقساط مىپذيرد . پيش عمر بن خطاب رفتم و موضوع